تبلیغات
نمازستان - خواص جسمانی نماز(5)
دوشنبه 30 فروردین 1389

خواص جسمانی نماز(5)

• نوع مطلب: تحقیق ،
• نوشته شده توسط: محمد خادمی

تاثیر نماز بر پیشرفت  درمانها

  در نكته های گذشته از اقتدار “ تلقین ” سخن گفتیم و به اختصار روشن كردیم كه چگونه تلقنی های سازنده همراه با نماز ، می توانند در مسائل جسمی و روانی بشر ، گره گشایی كنند و حتی آثار خارق العاده ، به بار آورند . اما علاوه بر تاثیر مستقیم تلقین های توأم با نماز بر بیماریهای جسمی و روانی انسان ، می توان از دریچه ای دیگر از تاثیر غیر مستقیم نماز بر پیشرفت درمانهای طبی سخن گفت .

     امروزه روشن شده است كه “ امید به بهبودی ” چه در مورد بیماریهای جسمی و چه بیماریهای روانی ، میتواند نقشی حتی موثرتر از درمانهای ارائه شده توسط پزشكان ، ایفا كنند. چرا كه دیده شده است در موارد متعددی پزشك ، در تجویز دارو به بیمار خود، دچار سهو و اشتباه گردیده است ، اما بیمار به شكل غیر منتظره ای بهبود یافته است چرا كه نسبت به بهبودی خود ، مثلا “ بدلیل اطمینان به پزشك ، امید كامل داشته است !

     به این ترتیب بسیاری از منابع علمی ، اشاره كرده اند كه : هر نوع درمان ، چه به صورت تجویز یك قرص یا یك شیشه شربت و چه هر نوع دیگری از یك شیوه درمانی ، همیشه حاوی یك عنصر تلقینی است “ رنگ و مزه یك تركیب دارویی گاه از طریق تلقین تاثیر بیشتری دارد ، تا تركیب واقعی دارویی آن ! ” (9)

     در این مورد خاطره ای از روستای آباء و اجدادیم ( روستای باصفای گوغر ، از توابع شهرستان بافت از استان كرمان ) به یاد می آورم ، كه ذكر آن در اینجا ، خالی از لطف نیست :

“ چند سال پیش ، مادر بزرگ پیر ( و حالا خدابیامرزی ) در روستای “ گوغر ” زندگی می كرد كه دائما از درد شدید زانو و پا نالان بود به طوریكه نوه ها و نبیره های او ، از دست ناله های این پیرزن دردمند ، خواب خوش نداشتند ! تا این كه شبی از شبها ، یكی از نبیره های این پیرزن ـ كه شاید این نبیره ، دانشجوی سال اول پزشكی هم بود و از این جهت پیر زن اطمینان بسیاری به او داشت ! ـ برای  بی بی  پیرش ، یك عدد پماد سفید رنگ ، تجویز كرد ،كه درد پا و زانوی “ بی بی ” را برای همیشه ساكت كرد  طوری كه بی بی دائما به جان نبیره خیر خواه و دانشمندش ! دعای خیر می نمود و می گفت : تا كنون هیچ دارویی ، تا به این حد در درمان درد پای او موثر نبوده است ! این در حالی بود كه آن نبیره رند و نادان ، به خوبی می دانست كه آن پماد چیزی جز یك عدد “ خمیر دندان ” نبوده است و خود نیز از این درمان اسرارآمیز سخت در تعجب بود ! ” .

     و غرض از این خاطره این كه امید به بهبودی ، می تواند چقدر موثرتر از درمان عمل كند ، چرا كه تلقین خود بخود و غیر عمدی به طور قطع ، در همه درمانهای طبی و روانپزشكی و حتی جراحی ، می تواند در كنار سایر درمانها و حتی موثرترین آنها ، نقش مهمی ایفا نماید .

     برخورد خیرخواهانه پزشك ، لبخند مطبوع پرستار ، بوی تمیز مواد ضد عفونی در بیمارستان ، رنگ و مزه دارو ، همه و همه می توانند ، از طریق تلقین ، نقش عمده ای در افزایش شانس بهبودی بیمار بازی كند .(10) 

     اما باید به این موارد و حتی قبل از همه آنها ، تاثیر اعتقادات مذهبی و امید به شفای الهی را اضافه نمود .

     انسان نمازگزار كسی است كه با تمام وجود اعتقاد دارد كه درمان همه بیماریها ، نزد خداست و به این ترتیب با امید به رحمت خداوند بیش از هر شخص بی نمازی ،امیدوار به رهایی خود ، از چنگال امراض و بیماریهاست و با این دیدگاه تمام فعالیت های پزشكان و وسایل مادی را بعنوان واسطه هایی برای اراده الهی می داند كه در تلاش برای بهبودی او ، حركت می كنند .

     شخص نمازگزار ، به جای اطمینان صرف به پزشك و درمان ، بوسیله نماز خود ، به رحمت خداوند اطمینان می كند وایمان دارد كه تنها اگر خدا بخواهد ، ابزار مادی در درمان او ، موثر خواهند بود و با این امیدواری ، “ امید به بهبودی ” را در مؤثرین شكل خود ، به كار می اندازد و از آن در پیشرفت درمانهای پزشكی مربوط به بیماری خود ، بهره می برد . البته از ابعاد دیگری نیز می توان ، از تاثیر نماز بر پیشرفت درمانها ، سخن گفت .

     امروزه به اثبات رسیده است كه یك عامل مهم در عدم پیشرفت درمانهای دارویی و اشكال در كنترل بیماریها ، ( مثلا كنترل بیماریهای تیروئید ) همكاری ضعیف بیمار ، در طی درمان است .(11)

     یكی از جنبه های مهم این همكاری ضعیف می تواند به شكل نامنظم مصرف كردن داروها ، باشد ، كه چه بسا بر اثر فراموشكاری بیماران یا در خواب بودن آنها در زمان مصرف دارو ، اتفاق می افتد . اما شخص نمازگزار از آنجا كه خود را ملزم به انجام فرایض واجب یومیه به شكل كاملا “ منظم می بیند ، از امكان تطبیق دادن زمان مصرف داروهای خود ، با زمان نماز برخوردار است كه این امر به نوبه خود می تواند در پیشرفت درمانهای دارویی موثر باشد .

     اما زمانی كه به این نكته اشاره می نمودم ، باز هم خاطره ای از همان مادر بزرگ خدا بیامرز و همان بی بی با صفای گوغری ، كه در این مقاله به او اشاره شد ، بی اختیار به خاطرم آمد و آن این كه او همیشه ، پاكت داروهای خود را در كنار سجاده نماز خود می گذاشت ، تا هیچوقت ،خوردن داروهای خود را فراموش نكند . و آن بی بی پر خاطره و گمنام ، كه چند سالی است ، روی در نقاب خاك كشیده است ، مانند بسیاری از بی بی ها و باشوهای (12) دیگر آب و خاك كرمان ، پیوسته در حال ذكر خدا بود و با همان استنباطات ساده ای كه از مذهب داشت ، هرگز نماز خود را ترك نمی كرد و شاید از بركت همین نماز بود كه قریب به 90 سال عمر پربركت ، از خدا گرفت و در طول مدت این 90 سال شاید دردناكترین بیماریش همان درد پا و زانویی بود ، كه شرح آن گذشت .

     آری ! زندگی با نماز ، زندگی ای ست سرشار از بركت و سلامتی و طول عمر .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. مطالب علمی این مقاله ، از جلد دوم ترجمه فارسی روانپزشكی كاپلان ـ سادوك ، تهیه شده است .

 2. به قول استاد دكتر محمد علی شیرازی ( از اساتید برجسته دانشگاه علوم پزشكی ایران ) بدترین نوع زنی كه یك مرد میتواند به همسری برگزیند ، یك زن هیستریونیك است ( چرا كه آن زن ممكن است روزی ده بار تهدید به خودكشی كند !؟ ) و در عوض بهترین نوع زن برای یك مرد ، یك زن افسرده است : ساكت ، آرام ، مطیع و بی توقع !؟!

3.روانپزشكی لینفورد ـ ریس . مقاله هیستری ، ترجمه دكتر ابراهیم تقوی صفحه 290

4.منبع قبلی صفحه 291

5.مفاتیح الجنان ـ حاج شیخ عباس قمی (ره) ، دعای عرفه ، ضمنا برای مشاهده جلوه هایی نورانی از مناجات عاشقانه امامان معصوم (ع) مراجعه كنید به مناجات “ خمس عشر ” در كتاب شریف مفاتیح الجنان .

6. روانپزشكی لینفورد ـ ریس ، صفحه 388

7. روانپزشكی لینفورد ـ ریس ، صفحه 388

8.در بررسی كه توسط اساتید روانپزشكی دانشگاه علوم پزشكی ایران بر روی 30 مورد اشخاص مبتلا به امراض مهلك كه توسط شخصی موسوم به “ پرورنده ” ( كه با ادعای برخورداری از انرژی شفابخش در منطقه قلهك تهران طبابت می نمود ) شفا یافته بودند روشن شد كه 28 نفر از آنها دارای شخصیت های هیستریونیك ( یعنی به شدت تلقین پذیر ) بوده اند.

9. . روانپزشكی لینفورد ـ ریس ، مقاله روان درمانی ، ترجمه دكتر احمد محیط صفحه 388

10. روانپزشكی لینفورد ـ ریس ، مقاله روان درمانی ، ترجمه دكتر احمد محیط صفحه 388

11.طب داخلی واشنگتن ـ ترجمه فارسی 494

12.“ بی بی ” و “ باشو ”  ( بائو ) در خانواده های سنتی و روستایی كرمان ، به جای مادر بزرگ و پدر برگ بكار می رود .

نکات پزشکی پیرامون نماز (11)

در مقالات گذشته “ چهل نكته پزشكی پیرامون نماز ” گهگاه به اقتضای سخن ، به مفهوم “ ناقل های عصبی ” و تعادل آنها توجه نموده ایم ، كه در این شماره به اختصار ، به شرح این موضوع اساسی می پردازیم .

 

تاثیر نماز بر تعادل ناقل های عصبی (1)

 

 در مقالات گذشته “ چهل نكته پزشكی پیرامون نماز ” گهگاه به اقتضای سخن ، به مفهوم “ ناقل های عصبی ” و تعادل آنها توجه نموده ایم ، كه در این شماره به اختصار ، به شرح این موضوع اساسی می پردازیم .

     دستگاه مغز و اعصاب هر انسان از مجموع حدود میلیارد سلول عصبی ( نورون ) تشكیل شده است كه مجموعه این سلولها توسط رقم سرسام آوری از سلولهای مختلف ، یعنی بالغ بر 600 میلیارد سلول دیگر ، حمایت می شوند. توجه كنید كه خالق آفرینش ، همه این سلولها را در دستگاه عصبی هر انسانی با نظمی خارق العاده و اعجاب انگیز ، در كنار هم قرار داده است . در این میان ناقل های عصبی ( نوروترانس میترها ) مواد شیمیایی بسیار ریزی هستند كه در میان خیل عظیم سلولهای عصبی ، در هر لحظه ای از حیات انسان ، دچار میلیاردها تغییر و تحول شگرف می شوند و ارتباط اجزای دستگاه اعصاب را با یكدیگر و با سراسر بدن ، فراهم می كنند .

     با پیشرفت علم در دهه های اخیر روشن شده است كه تمام فرآیندهای جسمی و روانی بشر در ارتباط نزدیك با تغییر و تحولات این ناقل های عصبی به سر می برند ، بعنوان یك مثال ساده و قابل فهم ، افزایش برخی ناقل های عصبی در سیستم اعصاب ، از جمله یكی به نام “ دوپامین ” منجر به ایجاد شادی و شعف در انسان می شود و از طرفی ، كاهش “ دوپامین ” منجر به ایجاد ناراحتی و نومیدی ، در فرد خواهد شد .

حال می توان در نظر گرفت ، چنانچه “ دو پامین ” و مشابهات آن به میزان خیلی زیاد افزایش ، یا به میزان بسیار كاهش یابند ، ایجاد حالتهای بیمار گونه روانی در انسان ، از جمله سرخوشی بیمار گونه ( مانیك یا شیدایی ) و یا “ افسردگی شدید ” بشود ، كه هر دوی این اختلالات نیازمند بستری در بیمارستانها و مراقبت كامل می باشند .(2)

     به این ترتیب ناقل های عصبی دستگاه اعصاب ، نه فقط نقش تعیین كننده و بسیار موثر ، در بروز بیماریهای جسمی و روانی انسان ایفا می كنند ، بلكه عامل اصلی تغییر حالتهای معمولی انسان و اثر گذار بر همه اعمال و افكار او ، در طول زندگی خویش می باشند و حتی چنان كه خواهیم گفت ، انسان تحت تاثیر همین ناقل های عصبی است كه اعمال نیك انجام می دهد و یا برعكس به گناه وانحراف آلوده می شود .  

     به همین دلیل ، بررسی پیرامون ناقل های عصبی از حدود دهه 1960 به این سو ، اصلی ترین و برنده ترین لبه تحقیقات روانپزشكی جهان را تشكیل می دهد ،(3) چرا كه چنانچه این بررسی به نتیجه برسد ، بشر قادر خواهد بود همه ناراحتیهای روحی و روانی و حتی انحرافات خود را ، بوسیله مواد شیمیایی ، مثلا به صورت دارو ، درمان نماید !

     پیشرفت های بشر در این زمینه منجر به این شده است كه در حال حاضر غربیان برای بسیاری از مشكلاتی كه تا قرنها پیش بعنوان مشكلات روحی شناخته می شدند ( مثل افسردگی ) ، داروهای شیمیایی پیشنهاد نمایند و در ادامه راه ، در جستجوی مواد شیمیایی برای درمان مشكلاتی مثل خودخواهی ، دروغگویی ، حسادت و .. باشند !

     اما تحقیق پیرامون این مسئله از چندین جهت حائز اهمیت است ، از جمله این كه :

     اولا : از این جهت كه با این دیدگاه جدید “ انسان بد ، جای خود را به انسان بیمار می دهد ” چرا كه هر بدی را می توان ، نوعی بیماری به حساب آورد مثلا شخص دروغگو ، آدم بدی نیست ، بلكه مبتلا به بیماری دروغگویی است ، و به همین ترتیب ، شخص حسود دچار بیماری حسادت ، شخص خسیس ، دچار بیماری خست و .. می باشند .

     ثانیا : جهت دیگر اهمیت موضوع ، این مسئله است كه با این نحوه انسان شناسی غربیان ماده گرا به خود اجازه دادند ، كه پدیده “ روح ” را بعنوان افسانه ای قدیمی و خرافی ، به فراموشی محض بسپارند ، چرا كه برای هر آنچه كه بعنوان “ فرآیند روحی ” در طول تاریخ بشر معرفی شده است ( مثلا حتی حس معنویت جویی ) می توان ، توجیهی در جسم و به ویژه در سلسله اعصاب ، پیدا كرد . در راستای همین طرز تفكر بود كه عده ای از پزشكان روس ، بخاطر عقاید ماركسیستی و ماتریالیستی حاكم بر كشورشان در صدد پیدا كردن مناطقی در مغز انسان برآمدند كه از كار انداختن آن منطقه حس خدا جویی را حتی در بزرگان و علمای دین ، به كلی از بین ببرد !

    ثالثا : بعد دیگر در اهمیت موضوع ، این نكته است ، كه چنانچه تمامی 100 میلیارد سلول دستگاه اعصاب و ناقل های عصبی و روابط آنها با سایر مناطق بدن ، به خوبی برای دانش بشر شناخته شوند ، می توان بوسیله ایجاد تغییر و تحول و دخل و تصرف در ناقل های عصبی  مثلا از طریق دارو ، همه انسانها را به مفهوم انسان سالم نزدیك كرد و انسان سالم را كسی دانست كه “ تعادل ناقل های عصبی ” در سرزمین بدن او ، به بهترین نحو ، برقرار باشد و این شخص كسی است كه نه تنها از لحاظ جسمی      بلكه از لحاظ روانی ، اجتماعی و .. نیز كاملا سالم است و همه ضروریات لازم برای پیشرفت خود را داراست .(4)

     اما تحقق رؤیای “ انسان سالم ” تا زمانی كه مواد شیمیایی تغییر دهنده ناقل های عصبی به نحو مطلوب ، كشف و تولید نشده اند به تعویق می افتد ، چرا كه عظمت خارق العاده دستگاه عصبی انسان ، برآورده شدن این آرزو را ، در آینده دوری ، ترسیم می كند .

     اما باید دید ، دین مبین “ اسلام ” كه ما معتقدیم ، انتهای راهی است كه علم بشر می پیماید ، در این مورد چگونه دیدگاهی دارد و آیا اساسا این اكتشاف علمی بزرگ بشر ، در آستانه قرن بیست و یكم را تایید می كند ، یا خیر ؟

     پاسخ به صراحت مثبت است ، چرا كه ( كل حكم به العقل حكم به الشرع ) ، یعنی هر آنچه كه علم ، به طور مسلم بدان می رسد ، قطعا و به طور یقین ، نه تنها مورد تایید دین است ، بلكه دین قرنها قبل و در زمان تكمیل خود یعنی ظهور اسلام از آن مسئله علمی ،اطلاع داده است.

     بعنوان مثال ، در این مورد قضیه ناقل های عصبی را بررسی می كنیم :

     اولا : قرنها قبل از آن كه غربیان ، انسانهای خطا كار را “ بیمار ” بدانند ، قرآن مجید ، در آیات متعددی ، از گناهكاران ، با عنوان كسانی كه در قلبهایشان “ مرض ” وجود دارد ، یاد كرده است (از جمله در آیه 126 از سوره توبه ، آیه 12 از سوره احزاب و آیه 9 از سوره بقره) و معصومین بزرگوار (ع) نیز با همین دیدگاه با هر بدی كه از انسان سر می زند ، به صورت یك بیماری ، برخورد نموده اند. (5) تا جائیكه حضرت علی (ع) از رسول اكرم (ص) با عنوان “ طبیب دوار بطبه ” یعنی پزشكی كه برای درمان بیماریهای بشر فرستاده شده است یاد می كنند .

     غربیانی كه ارائه تئوری “ انسان بیمار به جای انسان بد را به خود نسبت می دهند ، فراموش كرده اند كه آنها ، تا همین قرنهای اخیر ، حتی بیماران روانی خود را ، نه ” بیمار ” بلكه دیوانه ( اسیر دیو ) و مجنون ( جن زده ) به حساب می آوردند و از طریق شلاق زدن و جن گیری و .. قصد نجات آنها را داشتند و تازه ، چند دهه است كه نه تنها دیوانه ها ، بلكه اشخاص خطا كار را هم بیمار ، به حساب می آورند .

     حال آن كه اسلام ، علاوه بر بیمار دانستن گناهكاران ( كه به آن اشاره شد ) اشخاص به ظاهر دیوانه را نیز از قرنها پیش ، بیمار تلقی كرده است : “ در خبر است كه روزی عده ای از اصحاب ، مردی را به پیامبر (ص) نشان دادند و گفتند : او “ دیوانه ” است ! حضرت محمد (ص) پاسخ فرمودند : به او دیوانه نگویید ، او بیمار است. دیوانه كسی است كه خدای را نشناسد ”.

     و درست به دلیل همین دیدگاه مترقی اسلامی است كه در تاریخ طب ، نخستین كسی كه ، به معالجه دقیق جسمی در بیماران روانی اقدام كرده است ، حكیم ابوعلی سینا (ره) پزشك عالیقدر شیعه است (6)

     ثانیا : در رابطه با این كه “ انسان ، روح است یا جسم ؟ “ نیز دین مبین اسلام ، به صراحتی باورنكردنی ، در آیات شریف قرآن ، به هر آنچه كه غرب ، در عصر انفجار علوم ، ادعای كشف آن را دارد ، اشاره نموده است . قرآن مجید ، با این كه وجود و حضور “ روح ” را ، امری حقیقی در انسان به حساب آورده است : ( فأذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعواله الساجدین / سوره مباركه ص ، آیه شریفه 72 ) اما از طرفی ، بررسی و كسب اطلاعات پیرامون “ روح ” را از حدود دانش قلیل انسان ، والاتر دانسته است و آن را صراحتا “ من أمر ربی ” یعنی امری از امور مربوط به ذات اقدس الهی ، اعلام كرده است :

     و یسئلونك عن الروح قل الروح من أمر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا ( سوره مباركه اسراء آیه شریفه 85 )

     “ .. ای پیامبر ، از تو پیرامون روح می پرسند ، پس بگو : روح از امور مربوط به پروردگار من است و خداوند از دانش ، به شما جز اندكی عطا نكرده است .”

     به این ترتیب آیین مقدس اسلام با این كه هرگز بررسی پیرامون روح را توصیه نمی كند ، در عوض با توصیه های مؤكد انسانها را به سیر در آفاق و انفس و تفكر و تعقل و كسب علم و دانش ، از جمله پیرامون مسائل جسمی بشر تحریك می كند . پس واضح است غربیانی كه اسلام را به خرافات پرستی و موهوم بافی پیرامون روح محكوم می كنند تا چه حد در مورد نظریات اسلام پیرامون “ روح و جسم ” بیگانه اند .

     و شاید برای اینان بسیار جالب باشد ، اگر كشفیات جدید علمی خود را مثلا در پرتو نظریات یكی از بزرگترین فلاسفه اسلامی بیابند :

     “ صدر المتألهین ، حضرت ملاصدرا (ره) كه با اتكای به قرآن و معصومین (ع) و با تداعی از سایر فلاسفه متقدم خود ( از جمله میرداماد (ره) ) به یكی از برجسته ترین و جهان شمول ترین فلسفه های بشری ، در قرن یازدهم هجری ، دست یافت ، در كتاب گران قدر “ اسفار رابعه ” به شرحی پیرامون ارتباط “ جسم و روح ” می پردازد كه با كمترین تفاوتی ، یادآور نظریات جدید علمی بشر ، پیرامون ناقل های عصبی است . حكیم ملاصدرا ،در شرح “ تئوری حركت جوهری ” و جمله مشهور خود پیرامون انسان ( جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء ) می فهماند كه جسم مادی انسان ، رفته رفته آن قدر تكمیل می شود و پیچیدگی می یابد تا سرانجام به درجه ای می رسد كه یك حالت غیر مادی و غیر جسمانی ، موسوم به “ روح ” است و آثار منسوب به روح ، از قبیل اندیشه ، اراده و .. مربوط به این درجه والاست . در فرضیه ناقل های عصبی نیز دیدیم كه پیچیدگی و تكامل فوق العاده سلولهای عصبی ، منجر به حالتهای منسوب به روح می شود ، مثلا علم امروز ثابت كرده است كه : “ هر 100 میلیارد سلول دستگاه اعصاب انسان ، در فرآیند “ تفكر ” ایفای نقش می كنند .(7)

     ثالثا : درباره آن قسمت از نظریات پژوهشگران غربی ، كه “ تعادل ناقل های عصبی ” را غایت آرزوهای بشر و كلید رسیدن به مفهوم انسان سالم و ایجاد مدینه فاضله و جامعه سالم ، می دانند نیز اسلام و بخصوص تشیع ، از قرنها پیش نظری مشابه داشته است . علمای شیعه   قوای اساسی موجود در انسان را ، از سه نوع به شمار می آورند : 1. قوه شهویه  2. قوه غضبیه  3. قوه عقلیه و قوه دیگری موسوم به “ قوه عدلیه ” را تنظیم كننده و متعادل كننده این سه قوه تلقی می كنند و توجیه می كنند كه چنانچه هر كدام از سه قوه بالا ، از حدود “ عدل ” خارج شود و به افراط یا تفریط ،كشانده گردد ، باعث بروز بدی و خطاكاری و بیماری در انسان می شوند .(7)

     بدین ترتیب “ شیعه ” حتی در مسائل انسان شناسی به اساسی ترین اعتقاد خود پس از “ توحید ” یعنی “ عدل ” جلوه خاصی می دهد و بیان می كند كه در سرزمین بدن انسان چنانچه “ عدل ” به طور كامل برقرار نباشد ، انسان به مفهومی بس والا و مافوق تصور كه همانا نزدیك شدن به مرزهای عصمت و تخلق به اخلاق الهی است ، نائل می شود .

     و این مفهوم نه تنها تمام ویژگیهای توصیفی غرب را برای “ انسان سالم ” در خود دارد ، بلكه انسان را در موقعیتی بی نهایت متعالی ، برای زندگی سعادتمندانه در دنیا و آخرت قرار می دهد .

     بر این اساس ، عدل شیعه ، در درون انسان همان مفهومی را می رساند كه تعادل ناقل های عصبی در دستگاه مغز و اعصاب ، برای علم امروز بشر ، معنی دارد .

     اما در این میان راه حلی كه غرب برای رسیدن به تعادل ناقل های عصبی پیشنهاد می كند ، با آنچه كه اسلام بدان سفارش می نماید ، بسیار متفاوت است . در دیدگاه جبرنگر و ماده گرای غرب ، انسان باید فعلا دست روی دست بگذارد و به انتظار بنشیند ، تا بالاخره روزی كه شاید قرنها بعد باشد ، فرا برسد و در آن روز دانش پزشكی ، اعلام كند كه بالاخره مواد شیمیایی لازم برای برقراری تعادل ناقل های عصبی بطور كامل شناسایی و تولید شده اند و هر انسانی كه عارضه بد ، یا حالت نامطلوبی در خود احساس می كند ، به پزشك مراجعه كند و آمپول یا قرص ضد دروغ ، ضد شهوت ، ضد خودخواهی ، ضد حسد ، ضد حرص و .. را دریافت كند !؟! اما هیچ بعید نیست كه تا آن زمان همه ملاكهای ارزشی كه هنوز برخی آنها برای وجدان اخلاقی غربیان معروف و مطلوب هستند ، تبدیل به منكر و نامطلوب شوند . چه تضمینی هست كه مثلا در قرن بیست و دوم میلادی ، دزدی و دروغ همچنان صفات بدی محسوب شوند ؟ مگر نه این است كه در همین عصر حاضر هم دزدی و دروغ جزء لایننفك بسیاری از فعالیتهای بشری شده است !؟!

     اما در دیدگاه معنویت گرای اسلام و بخصوص با جهان بینی مبتنی بر اختیار شیعه ، انسان می تواند خود ، رأسا و مقتدرانه در برقراری “ عدل ” در وجود خود ( یا همان ایجاد تعادل ناقل های عصبی ) یعنی زدودن همه خطاها و انحرافات و منكرات از زندگی خود ، قبام كند و بدون هیچ انتظار یا دست روی دست نهادنی ، همه صفات نامطلوب و رذایل اخلاقی خود را با ملاك ارزش گذاری دین ، یك به یك ، از سر راهش بردارد و به آرامش مطلق و سلامت ابدی ، در دنیا و آخرت نائل شود.

     چرا كه در این راه “ دین ” به انسان ابزارهای توانمندی بخشیده است ، كه صد البته در رأس این وسایل ترقی و تعالی “ نماز ” جای دارد .

و “ نماز ” تعادل ناقل های عصبی را به بهترین و مطلوب ترین شكل ممكن در سرزمین بدن انسان ، برقرار می سازد و نه تنها از او انسانی به تمام معنا سالم ، در ابعاد جسمی و روانی و اجتماعی ، پدید می آورد ، بلكه او را به مرزهای مفهوم متعالی “ انسان كامل ” نزدیك می كند.

 


نظرات() 



What is limb lengthening surgery?
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:45 ق.ظ
It is not my first time to go to see this web page,
i am visiting this web page dailly and get nice facts
from here every day.
foot pain end of day
سه شنبه 6 تیر 1396 09:00 ب.ظ
Hello i am kavin, its my first occasion to commenting anywhere, when i read this post i thought i
could also create comment due to this good post.
Concetta
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:41 ب.ظ
Hello i am kavin, its my first time to commenting anyplace, when i read this
paragraph i thought i could also make comment due to this
good piece of writing.
reconditenook1884.snack.ws
جمعه 22 اردیبهشت 1396 06:59 ق.ظ
Howdy terrific website! Does running a blog such
as this require a massive amount work? I have very little expertise in programming however I
had been hoping to start my own blog soon. Anyhow,
should you have any ideas or tips for new blog owners please share.
I understand this is off subject but I simply wanted to
ask. Thanks!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 07:10 ب.ظ
This design is incredible! You obviously know how to keep a reader amused.
Between your wit and your videos, I was almost moved to start my own blog
(well, almost...HaHa!) Excellent job. I really loved
what you had to say, and more than that, how you presented it.
Too cool!
سارا
دوشنبه 30 فروردین 1389 01:52 ب.ظ
www.barantak.org
باران تک باران تک

بزرگترین سیستم همکاری در فروش ایران راه اندازی شد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر