تبلیغات
نمازستان - نماز در قرآن و حدیث
دوشنبه 23 فروردین 1389

نماز در قرآن و حدیث

• نوشته شده توسط: محمد خادمی

فصل بیست و دوم

کلیات آداب نماز:

1 ـ علىّ بن یحیى بن خلّاد از طریق پدرش از عموى خود نقل مى كند: با پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله در مسجد نشسته بودم، مردى داخل شد و دو ركعت نماز خواند ، سپس نزد پیامبر آمد و سلام كرد، پیامبر كه او را هنگام نماز زیر نظر داشت ، پس از جواب سلام، به وى گفت: بازگرد و نماز بخوان كه نماز نخوانده اى (واین كار تكرار شد) تا اینكه در نوبت سوم یا چهارم ، آن مرد گفت: سوگند به آن كه كتاب را بر تو فرو فرستاد،كوشش بسیار كردم و شوقم فزون گشته است، به من نشان ده و آگاهم كن .
حضرت فرمود: هر گاه خواستى نماز بخوانى وضویى نیكو بساز . سپس رو به قبله كن و تكبیر بگو و پس از قرائت به ركوع برو تا اینكه در ركوع آرام گیرى . سپس بلند شو تا اینكه راست بایستى . سپس به سجده برو تا اینكه در سجده آرام گیرى . سپس برخیز تا اینكه آرام بنشینى . سپس به سجده برو تا اینكه آرام گیرى . سپس برخیز. پس اگر نمازت را اینگونه به پایان بردى تمام است و آنچه از این ها كم كردى ، از نمازت كم گذارده اى.

2 ـ محمّد بن عمرو بن عطا:
شنیدم ابوحمید ساعدى در میان ده نفر از اصحاب پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله كه از جمله آنان ابوقتاده بود، گفت :من از همه شما به نماز پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله داناترم. گفتند: چطور؟ به خدا سوگند، تو نه بیشتر از ما با پیامبر بوده اى و نه پیشتر . گفت: چرا، گفتند: عرضه كن .
گفت: پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله هنگامى كه به نماز مى ایستاد دستانش را تا برابر شانه هایش بالا مى آورد سپس تكبیر مى گفت تا اینكه هر استخوان در جاى خودش راست مى شد و پس از آن به قرائت مى پرداخت . سپس تكبیر مى گفت و دستانش را تا برابر شانه هایش بالا مى آورد . سپس ركوع مى كرد و كف دستانش را بر زانوانش مى نهاد . سپس خود را كشیده و صاف مى كرد بى آنكه سرش را پایین اندازد و یا كج كند و هنگامى كه سر از ركوع برمى داشت مى گفت: خداوند به كسى كه او را مى ستاید ، گوش مى دهد . سپس دستانش را تا برابر شانه هایش ـ كشیده و راست ـ بالا مى آورد و تكبیر مى گفت . سپس به زمین مى افتاد و دستانش را از پهلوهایش دور مى نمود . سپس سر بر مى داشت و پاى چپش را خم كرده بر آن مى نشست. در سجده، انگشتان پایش را باز مى نمود و پس از سجده تكبیر مى گفت و برمى خاست و پاى چپش را خم كرده رویش مى نشست ، تا هر استخوانى به جاى خود باز گردد . سپس در سجده دیگر نیز چنین مى كرد. هنگام برخاستن از هر دو ركعت تكبیر مى گفت و دستانش را تا برابر شانه هایش بالا مى آورد همانگونه كه در آغاز نماز مى كرد. در بقیه نماز هم این ها را انجام مى داد تا اینكه در سجده اى كه پس از آن سلام نماز بود ، پاى چپش را عقب مى كشید وبر سرین و طرف چپ بدنش مى نشست. (اصحاب) گفتند: راست گفتى . اینگونه نماز مى خواند .

3 ـ امام سجاد علیه السّلام :
حق نماز آن است كه بدانى درآمدن بر خداوند جلّ جلاله است و تو در پیشگاه خداوند جلّ جلاله ایستاده اى . پس اگر این را دانستى ، همچون بنده اى خوار و كوچك، خواهان و هراسان، امیدوار و ترسان، بیچاره و گریان، با وقار و اطمینان به بزرگداشت همو كه در برابرش ایستاده اى، مى پردازى و با دلت به او رو مى آورى و نماز را با حدود و حقوقش برپا مى دارى[1] .

4 ـ امام باقر علیه السّلام :
هنگامى كه در نماز مى ایستى، پاهایت را به هم نچسبان و میانشان فاصله اى به اندازه حد اقل یك انگشت و حد اكثر یك وجب بده و شانه هایت را فرو انداز و دستانت را رها كن و انگشتانت را درهم نیاویز بلكه بر رانهایت و در راستاى زانوانت باشند و نگاهت به سجده گاهت باشد.
هنگامى كه ركوع مى كنى دو پایت را در یك ردیف بگذار و میانشان فاصله اى به اندازه یك وجب مى دهى و زانوانت را در كف دستانت بگیر و دست راستت را بر زانوى راستت و پیش از دست چپت مى نهى و با سر انگشتانت برآمدگى زانویت را نیك در بر گیر و هنگامى كه آن ها را بر زانوانت نهادى از هم بازشان كن .اگر سر انگشتانت را در ركوع به زانوانت رساندى كفایت مى كند ولى من بیشتر دوست دارم زانوانت را در كف دستانت بگیرى و انگشتانت را بر برآمدگى زانوانت بنهى و آن ها را از هم باز كنى. كمرت را راست نگه دار و نگاهت به میان قدمهایت باشد.
هنگامى كه خواستى به سجده بروى دستانت را به تكبیر بلند كن و به سجده بیفت و دستانت را با هم و پیش از زانوانت بر زمین بنه و ساعدهاى دستانت را چون درندگان بر زمین نگستران و بر زانوان و رانهایت نیز مگذار بلكه با آرنجهایت بال بساز و كف دستانت را به زانوانت نچسبان و به صورتت نیز نزدیك مگردان ، بلكه میان آن دو و در راستاى شانه هایت باشد ، نه روبروى زانوانت بلكه اندكى از آن ها انحراف داشته باشد. دستانت را كاملا بر زمین بگستران و (پس از سجده) به سوى خود باز گردان و اگر زیر آن ها پارچه اى بود اشكالى ندارد، گر چه به زمین رساندنشان بهتر است و در سجده، انگشتانت را از هم باز مكن ، بلكه به هم بچسبان.
هنگامى كه براى تشهد نشستى ، زانوانت را به زمین بچسبان و كمى میانشان را باز كن و باید روى پاى چپت بر زمین باشد و روى پاى راستت بر كف پاى چپت قرار گیرد و سرینت و نیز سر انگشت شست پاى راستت بر زمین باشد و هیچگاه بر هر دو پایت منشین كه به تو آزار مى رساند و نیز با (نشیمنگاه) بر زمین منشین كه بخشى از تنت بربخشى دیگر قرار مى گیرد و نمى توانى براى تشهّد و دعا صبر كنى.

5 ـ ابراهیم بن هاشم
از حمّاد بن عیسى: روزى امام صادق علیه السّلام به من فرمود: اى حمّاد، آیا مى توانى خوب نماز بخوانى؟ به امام عرض كردم: اى سرور من! كتاب حریز را كه درباره نماز است در حافظه دارم. حضرت فرمود: عیبى ندارد ، اى حمّاد! برخیز و نماز بخوان.
حمّاد گوید: در برابر حضرت بپاخاستم و رو به قبله نماز را شروع كردم به ركوع رفتم و سجده كردم. آن گاه امام فرمود: اى حمّاد! نیكو نماز نمى خوانى! چه قدر زشت است فردى از شما شصت یا هفتاد سال بر او بگذرد و یك نماز با آداب و حدود كامل نخواند!
حمّاد گوید: در خود احساس خوارى كردم و به امام گفتم: فدایت شوم، نماز را به من بیاموز. پس امام برخاست، رو به قبله ایستاد و هر دو دستش را بر روى ران خویش نهاد، در حالى كه انگشتانش را بسته بود و دو پاى خود را نزدیك هم قرار داد به گونه اى كه میان دو پایش به اندازه سه انگشت باز فاصله بود و انگشتان پا را رو به قبله داشت و آن ها را از قبله منحرف نساخت و با فروتنى تكبیر گفت. سپس حمد و «قل هو الله احد» را شمرده خواند. آن گاه به اندازه یك نفس، در همان حال ایستادن، درنگ كرد . سپس دو دست خود را تا رو بروى صورت بالا آورد و در همان حال ایستادن تكبیر گفت. آن گاه به ركوع رفت و با دستانى كه انگشتانش باز بود ، زانوى خود را گرفت و زانو را به عقب داد تا پشت حضرت كاملاً صاف شد ، به گونه اى كه به سبب صافى پشت و كشیدگى گردن، اگر قطره اى آب یا روغن بر پشت حضرت ریخته مى شد، از جایش تكان نمى خورد . دو چشمش را بست؛ سپس سه بار شمرده فرمود: «سبحان ربّى العظیم و بحمده». آن گاه راست ایستاد و چون استقرار كامل پیدا كرد، فرمود: «سمع الله لمن حمده». سپس در حال ایستاده تكبیر گفت و دست ها را تا رو به روى صورت بالا آورد . آن گاه سجده كرد و دست ها را در حالى كه انگشتانش كنار هم و بدون فاصله بود ، در جلوى زانو و برابر صورت نهاد و سه بار گفت: «سبحان ربّى الاعلى و بحمده» و در حالت سجده هیچ جاى بدن را بر جاى دیگر قرار نداد و بر هشت استخوان سجده كرد : دو كف دست، دو زانو، دو انگشت شست پا، پیشانى و بینى و فرمود: لازم است سجده بر هفت تاى این ها قرار گیرد و این همان است كه خداوند در قرآن فرموده است كه: «و همانا سجده گاهها براى خداست پس در كنار خداوند هیچ كس را مخوان» واین هفت جا، پیشانى و دو كف دست و دو زانو و دو شست پاست و نهادن بینى بر زمین مستحب است. سپس امام سر از سجده برداشت و چون درست به حالت نشسته درآمد تكبیر گفت. آن گاه بر ران چپ نشست و روى پاى راست را بر كف پاى چپ قرار داد و فرمود: «استغفر الله ربّى و اتوب الیه». سپس در حال نشسته تكبیر گفت و سجده دوم را به جاى آورد و در سجده دوم مانند سجده اول رفتار كرد و در حال ركوع و سجود هیچ جاى بدن را بر جاى دیگر آن نگذاشت و در حال سجده دست ها را چون دو بال باز مى كرد و ساعد را بر زمین نمى گذاشت. این چنین امام دو ركعت نماز گزارد و انگشتان دو دست حضرت در حال تشهّد بسته بود و چون از تشهد فارغ شد، سلام داد و فرمود: اى حمّاد! اینگونه نماز بخوان!


پانوشت ها


(1) در تحف العقول چنین آمده است: «با سكون و سكوت و فروتنى و نرمى با او راز و نیاز مى كنى و از او مى خواهى كه تو را از بند خطا و هلاكت گناهانت رها كند ، كه جز خدا، قدرتى نیست».


نظرات() 



vitamin d overdose foot pain
دوشنبه 19 تیر 1396 07:51 ق.ظ
Hi, Neat post. There is a problem with your website in web explorer,
would check this? IE nonetheless is the market leader and a large
part of people will miss your fantastic writing because of
this problem.
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 11:58 ق.ظ
I could not resist commenting. Well written!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر